توقیف اصلاحات

خرید بک لینک

به نام خدا

آنچه در پشت پرده و در معاملات مشکوک سیاسی در حال رخ دادن است حکایت از آن دارد که به شکلی مرموزانه می خواهند اصلاحاترا به سمت و سویی دیگر هدایت کرده و یا لااقل برای مدتی متوقف کنند.

اتفاقی که در حال وقوع است و حاکمیت در ائتلافی پنهانی با برخی از ذی نفوذان جریانهای سیاسی تلاش می کند در جامعه گسترش دهد این است که به نوعی سرگرمیهای جدید سیاسی و حتی قضایی و اقتصادی پدید آورده و اذهان عمومی را مشغول و نخبگان سیاسی را در تحلیلهای کانالیزه شده ای از اوضاعی که واقعیت و یا هویت واقعی ندارد قرار دهند.

بزرگ کردن ماجراهایی از مردم آزاری و ربایش و کشتن کودکان که می تواند تا حدود زیادی احساسات مردم را برانگیخته و روح جامعه را آزار دهد برجسته می شوند درحالی که این اتفاقات همیشه رخ داده اند و بدتر و خونین تر و غم انگیز تر از این هم در گوشه و کنار شهرها در جریان است که برخی حتی رسانه ای هم نمی شوند.
توجه دادن مردم به لغو کنسرتها و برهم زدن برنامه های موسیقی، محدود کردن بانوان و پرداختن بیش از حد به مسئله حجاب و هر روز شانتاژ جدیدی در این باره، ازدواجهای سفید، زور گیری، قضیه ورزشکاران، بزرگ کردن سخن برخی از ائمه جمعه که اهمیت چندانی هم ندارد و قس علیهذا که نمونه های بسیاری را می توان برشمرد.
هر کدام از این موارد برای مدتی می تواند ذهن مردم را مشغول و از اصل قضیه ای که در جریان است غافل نماید و بلافاصله قصه ای دیگر آغاز می شود و همه سر کار و مشغول و متاسفانه تحلیل گرانی هم با آب و تاب تحلیل مثلاً وقایع می کنند و برخی جواب می دهند و کارزای غیر واقعی و بی ربط شکل می گیرد و تلویزیون هم مسئله را تعقیب و فضایی خاص و ملتهب ایجاد می کند تا همه را متوجه مورد خاصی نمایند.
سلفی نمایندگان با موگرینی ضمن اینکه خلافی از جانب راه یافتگان مجلس بود هدایت شده هم بود و لااقل در حین حرکتهای خطای نمایندگان، رئیس و یا نواب و یا حراست مجلس می توانستند هشدار لازم را بدهند و از آن افتضاح جلوگیری کنند ولی ترجیح بر این بود سوژه جدیدی خلق کنند.

در ماجرای اخیر بازداشت مداحان و عماریون حقیقت آن است که پیش از این هم بعضی از این افراد در سالهای قبل دستگیر شده بودند اما جو لازم را نتوانستند ایجاد کنند و امروز مجدد اتهام جاسوسی موساد و در اوضاع و احوالی که کابینه معرفی می شود و خط و مشی چهار سال آینده ریل گذاری و اعلام می شود به آن می پردازند و حال آنکه در نگاه اول و ابتدایی شاید این تصور قوت بگیرد که خیانتکاران و نفوذیها از جناح خاصی هستند که اتهام فتنه گری و نفوذی را به دیگران می زدند و دستگاه قضایی و امنیتی ها در مظان اتهام قرار گیرند اما باید در قبال این به ظاهر خود زنی دید که چه چیزی را می خواهند بدست آورند و چرا حاضر می شوند بخشی از آبروی خود را در تیر رس قرار دهند.
بعید نیست به همین زودی رفع حصر هم صورت پذیرد و فضایی دیگر در رسانه ها و در میان سیاسیون و عامه مردم پدید آورند.

تحلیلهای متفاوت و اختلاف درونی حاکمیت می تواند یکی از مواردی باشد که موجب این مسائل است. شاید احتلاف درونی سپاه باشد یا اختلاف اطلاعاتی ها باشد یا اختلاف سپاه و اطلاعات باشد، اختلاف دستگاه قضایی با اطلاعات و امنیتی ها و یا ....... در هر حال اختلافاتی در حاکمیت رخ داده و شکاف بزرگتر شده است اما چرا دستگاه قضا در این وضعیت به نفع مخالفین خودش اقدام می کند و آیا وزارت اطلاعات و نظامی ها و انتظامی ها قدرت برخورد با کژیها را ندارند و ...... سخنی است که باید بیشتر به آن توجه شود.

به زعم نگارنده بطور اخص حاکمیت از سال 76 به این سو در تمام مبارزات انتخاباتی و سیاسی میدان را به اصلاح طلبان واگذار کرده است و این اصلاحات بوده که مورد توجه و گرایش مردم قرار گرفته و رقیب شکستهای سنگینی را متحمل شده اند لذا می خواهند ماهیت و هویت هر دو جریان سیاسی را تغییر دهند و شکل ضعیفی از هر دو را به نمایش بگذارند، اصولگرایی را تا مرز فروپاشی بردند و از هویت اصلی خود خارج کردند و افرادی مانند حداد عادل و موحدی کرمانی و رئیسی و علم الهدی و موتلفه و جمنا ..... ابزاری بودند که این وضع را به امر انجام دادند و ماموریت خود را به اتمام رساندند. و در نهایت در نظر دارند اصلاحات را با بینش و دیدگاهی که امروز دارد و منبعث از بیش از صد سال است که خود را بازسازی کرده و کاملتر و عقلانی شده است از گردونه خارج کنند و آن نوع اصلاحاتی که خود می پسندند و بی آزار و در راستای نظرات حاکمیت است را جایگزین نمایند.

هر چند دور از انتظار و سنگین است متاسفانه باید گفت که آقای روحانی با انفعالی که از خود نشان داده است ظاهراً پذیرفته و علیرغم سخنان تند و تیزی که دارد ولی عملکردی در راستای حاکمیت از خود به نمایش گذاشته و برخی از اصلاح طلبان و حتی بزرگان و استوانه های اصلاحات هم همچنان به وی اعتماد دارند و برخی هم فقط به صدارت و نفع خود می اندیشند.

بر فرض که رفع حصر هم انجام گیر و عزیزان محصور آزاد شوند اصلاحات موظف است با حرکت اصلاحی تعریف شده خود پیش رود و با حمایت از محصورین و نظرات آنها جنبش را پیش ببرند نه با کارشناسی روحانی و آشنا و واعظی و امثالهم که هیچگاه اصلاح طلب نبوده اند و در موقیتهایی از ظرفیت اصلاحات به نفع خود سود برده اند و در عمل به شکل دیگری رفتار کرده اند.

پذیرفتنی نیست که مانیفست اصلاحات را غیر بنویسد و آنهم کسانی که سابقه امنیتی اشان بر فکر و اندیشه اشان غلبه دارد و نمی اندیشند بلکه دستور امنیتی اجرا می کنند.

به نظر می رسد پروزه توقیف اصلاحات کلید خورده و در نظر دارند به هر ترتیبی از رشد و پیشروی آن ممانعت نمایند.

مهندس موسوی و آقای کروبی و خانم رهنورد در این مدت حصر نشان داده اند که اهل سازش نیستد و در کنار مردم باقی مانده اند ولی شاهد هستیم کسانی که آزاد هستند و هزینه ای هم نه تنها نداده اند بلکه سودهای فراوان برده اند خیلی راحت سازشهایی هم می کنند.

اصلاح طلبان باید رفع حصر را در راس تمام امور سیاسی خود قرار دهند و از هر امکانی برای رساندن صدای مردم و مطالبات مردمی استفاده کنند، هویت امروز اصلاح طلبی با موسوی و کروبی و رهنورد و سایر زندانیان سیاسی و حمایت از آنها عجین شده است، سخن و تحلیل خود را باید در راستای نظرات آنها قرار دهند نه حاکمیت.
در اینصورت است که می توانند هر پروژه ای را برای توقیف اصلاحات و یا مسخ آن، نا کار آمد کنند و اصلاحات را از لغزش و خطا مصون نمایند، زیرا در این راه یعنی حمایت از محصورین، کاسبی کاسبان و دو رگه های سیاسی و تحلیلگران ابن الوقت و فرصت طلبان و ریا کاران بر هم می ریزد و اصلاحات خالصتر و واقعی تر خود را نمایانتر می کند.


موضوعات مرتبط: سیاسی چهل عهد قرآنی* صدیق قطبی...

ما را در سایت چهل عهد قرآنی* صدیق قطبی دنبال می‌کنید

برچسب: توقیف,اصلاحات, نویسنده: بازدید: 45 تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 5:12

صفحه بندی