افسون افلاطون/علیرضا کفایی

خرید بک لینک

به نام خدا

امیدی بر آن بود که خانم هدایت خواه بر نظر خود بماند و لااقل به نقل از "دلوز" اگر می گوید؛ گفته ها را تاویل غریبی ننماید و هر چند آن فیلسوف فرانسوی در قله نماند و خود هم به تاویل دچار شد و در همان شاگردی لکان ماند و سخت متاثر از فروید و نیچه و مارکس بود و به واسطه دوستی با فوکو کرسی استادی یافت اما نظریه ریزوم را به نحوی بدیع و عقلایی مطرح نمود و گریزی از تنگ نظری و انحصار طلبی بسوی دموکراسی و کثرت گرایی داشت.

آن امید بر باد رفت و خود غلط بود آنچه ما می پنداشتیم، خانم هدایت خواه خیلی زود با چرخشی عجیب به نقطه اول بازگشت، همان خاستگاه اصولگرایی و ای کاش حداقل گرد بر دامن پلورالیزم نمی نشاند و برای توجیه سلطانی و ولایی افسون افلاطونی؛ ریزوم و درخت را به هم نمی آمیخت که این چنین شیری هم خدا نافرید.

این نوع نگاه تمایل به حفظ وضع موجود و مقاومت در برابر تغییر است، با تکثر گرایی نسبتی ندارد، به هم در نمی آمیزند، یا معتقد به پلورالیزم و تکثرگرایی هستیم که باب گفتگو باز است و از دیدگاه های متفاوت و با قرائت های گوناگون می توان به امور دین و دنیا پرداخت یا به افسون افلاطون که همچنان بر حوزه اندیشه دینی سایه افکنده است مبتلا هستیم که باید منتظر بود تا سلطان و ولی چه می گویند و چه می خواهند و چه امر و نهی می کنند همان کنیم، دیگر گفتگو معنی ندارد، یکی از علل عدم رشد و یکی از موانع عمده بر سر راه بسط تفکر علمی انتقادی و ابراز نظر، آرایی است از قبیل و برگرفته از همان اندیشههای افلاطونی که سدی است بزرگ در برابر رویکرد تجربی و انتقادی به علم و آرای دیگران.

این اندیشه در بستر تعالیم افلاطونی پرورده شده است ؛ دکتر سروش به درستی متذکر شده که مسلمین از همان ابتدا به سراغ افلاطون رفتند و ارسطو در این میانه مغفول افتاد، ارسطو و افلاطون هر دو فلسفهی سیاسی داشتند اما فلسفهی افلاطون به سیاستی ختم میشد که تبلور آن در "شاه فیلسوف" و مدینهی فاضلهای بود که فارابی و بعدها خواجه نصیرالدین طوسی از آن سخن گفتند؛ عجیب هم البته نباید باشد که نظریه ولایت فقیه در پرتو همین اندیشهی افلاطونی مجال رشد یافته است.

خانم هدایت خواه نیک در یافته است که آن اشاره این قلم در آن نگاشته به اختصار قبلی؛ به افلاطونیسم و خوش آمد به پست مدرنیسم؛ می تواند برای یک اصولگرای بنیادی، گران تمام شود، یا باید موضع پلورالیزم و البته در نهایت جامعه باز و پوپر را پذیرفت و یا به موضع پیشین و تحت امر ولایت بازگشت که البته حضرتشان به بنیاد وفادار ماند.

تاویل و یا توجیه بر جمع این دو؛ آسمان ریسمان بافتن است، عصبیت بر شاه سالاری یا ولی مداری افسونی است که سالها و قرنها موجب عقب افتادگی جوامع مسلمین شده است، نمی توان به مدد این افسون افلاطون به نجات و دموکراسی رسید؛ همان که بالایی می گوید و پائینی ملزم یا مکلف است با جامعه مدنی و مدینه فاضله حتی اگر فارابی هم بگوید درست نمی نماید، بازنگری در اندیشه بنیادگرا لازم است و لااقل بررسی اندیشه ها و نظرگاه هایی مانند پوپر که زیانی ندارد و البته برای کسانی که می خواهند با تعصب حرف بزنند و فقط یک قرائت رسمی و قطعی از پدیده ها ارائه کنند، پوپر می تواند خیلی خطرناک باشد چون عنصر شک را وارد می کند و کثرت گرایی به جامعه باز مدد می رساند و باید از این تصلب در رای دوری گزید، برای شأن انسانی؛ "حقوق مداری" در مقابل "تکلیف مداری" قائل شد.

"درس های این قرن" کارل پوپر برای رهایی از افسون افلاطونی راهگشاست که سید محمد خاتمی در اوایل دوره ریاست جمهوری اش خواندن این کتاب را به اعضای کابینه اش توصیه کرده بود و اگر امور به رسم خاتمی و اندیشه اصلاحگرایانه جلو می رفت بیشتر به جامعه مدنی و گفتگوی تمدنها و توسعه پایدار نزدیک می شدیم اما چه کردند و چه بر سر این مردم آوردند.....

نکتهها چون تیغ پولاد است تیز

موفق باشید

چهل عهد قرآنی* صدیق قطبی...

ما را در سایت چهل عهد قرآنی* صدیق قطبی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 25 تاريخ: چهارشنبه 6 اسفند 1399 ساعت: 23:19

صفحه بندی