
خبر سنگین بود و دردناک، مرگ مریمxa0 میرزاخانی نانوشته ای هم داشت، او خود می دانست میرود بخوبی هم میدانست،xa0 بیماری آنچنان سخت بود و در موقعیتی که او داشت و در مکانی که می زیست وxa0 همه در تلاش برای ماندن وی و همه تلاشها هم بی نتیجه.میxa0 دانست که سفر می کند و معادله ای پیچیده و این بار نه از جنس ریاضی که میxa0 بایست حل کند و سرود هستی را به زیبای سرود و جاودانه شد.ذکرxa0 مرگ مداوم است و آنانکه عاقلترند دائم الذکرند و مریم نابغه ای بود که ذکرxa0 مرگ را مداوم می کرد و در این سالهای سرطان بی رحم ک...
ادامه مطلب