به نام خدا
سالگرد ارتحال امام معنای دیگری هم دارد و آن سالروز آغاز رهبری دوم جمهوری اسلامی است که آیت الله خامنه ای توسط خبرگان معرفی شدند. آنچه که از مجموعه مسائل و مواردی که اتفاق افتاد و بحثهایی که صورت گرفت تا از آن میان آقای خامنه ای دومین رهبر جمهوری اسلامی شوند جامعه بطور کامل آگاه نیست ولی همین مقدار مشخص است که در رهبری ایشان، آیت الله هاشمی رفسنجانی نقش اساسی را داشتند و اکثریت مجلس خبرگان ایشان را انتخاب کردند.
در بیست و هشتمین سالگرد وفات امام، آیت الله خامنه ای که خود نیز بیست و هشت سال است رهبر است مسائلی را عنوان و توضیحاتی ارائه دادند که هر چند تازگی نداشت و پیش از این هم عنوان شده بود ولی به دلیل موقعیت خاص زمانی، مهم به نظر می رسد.
1- ایشان معتقدند در رابطه با مسائل مربوط به امام و انقلاب «ناگفته هایی وجود دارد که باید به مرور در ذهنیت جامعه قرار گیرد.»
اینکه چه مسائلی وجود دارد و یا چه کسانی از آن اطلاع دارند مبهم است، از جمله کسانی که می توانستند از امور آگاه باشند، مرحوم سید احمد خمینی و آیت الله هاشمی بودند که اکنون در قید حیات نیستند و کسانی مانند موسوی و کروبی هم در حصر هستند. با این حساب این ناگفته ها برگی از تاریخ انقلاب و سیره امام است که در دسترس نیست و تحلیل تاریخ هم موقوف به اسناد است. آیت الله خامنه ای به همان گفته ها تاکید کرده و خواستار تکرار و مرور آنها شده است.
2- رهبری عمده خطاب خود را جوانها ذکر کردند و دلیل آنرا هم مشاهده نکردن و ندیدن دوران پیروزی انقلاب و دفاع مقدس و مجاهدتهای بزرگ در مقابل تجزیه طلبان ذکر نمودند و گفتند که جوانها اینها را فقط شنیده اند و برایشان تاریخ است و بر لزوم توضیح بیشتر برای آنها تاکید داشته زیرا ذهن جوانان را آماج تحریف کنندگان دانسته و خطاب خود را متوجه آنها دانست.
رهبری بارها بر جوانها تاکید داشته اند و اعتماد به آنها را گوشزد نموده اند، توجه به این نکته هم حائز اهمیت است که همین جوانانی که برخی از آنها دوران پیروزیهای بزرگ و دفاع مقدس و مجاهدتهای بزرگ را درک نکرده اند و فقط شنیده اند و یا در تاریخ خوانده اند و یا از خانواده های شهدا و ایثارگران هستند، هنگام نقل تاریخ، با افتخار از مجاهدتها و دوران دفاع مقدس نام می برند و از مدیریتهایی که در بحبوحه جنگ و کوران تروریسم منافقین، توسط امام راحل و یارانش که بعضی از آنها امروز مهجورند یاد می کنند و شگفت زده اند که چگونه نخست وزیر دفاع مقدس در حصر است و یاران امام در محدودیت و در موقعیتهایی که ایجاد می شود در دانشگاه و کلاس درس و کف خیابان و .... و در هنگامه انتخابات اخیر بوضوح و با تمام وجود خواستار رفع حصر و پایان محدودیتها و برداشتن فضای امنیتی شدند و این مطالبه اکثری را بارها و بارها فریاد زده اند.
مسئولین محترم و گروه های تندرویی که همیشه دلواپسند توجه داشته باشند که این مطالبه جوانان را در همین زمان پاسخ دهند تا انشاءالله تعالی در آینده شاهد این نباشیم که برای جوانهای آینده که این موارد را نمی بینند و احتمالاً شاهد نیستند و فقط می شنوند؛ معمایی نشود و شگفت زده از تاریخ نقلی و کتبی نباشند.
3- رهبری اشاره کردند که اسلام ناب محمدی اسلامی است که نه اسیر و پابند تحجر است نه اسیر و پابند التقاط و مبانی و شعارهای امام را استقلال، آزادی، عدالت اجتماعی و عدالت اقتصادی، رهایی از سلطه آمریکا، مردمسالاری، خودباوری.... مطرح کردند.
سخن به حقی است و امام هم با این هر دو یعنی تحجر و التقاط مبارزه فراوان کرد و می فرمود: «خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختی های دیگران نخورده است... دیروز حجتیه یی ها مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را کردند تا اعتصاب چراغانی نیمه شعبان را به نفع شاه بشکنند امروز انقلابی تر از انقلابیون شده اند. ولایتی های دیروز که در سکوت و تحجر خود آبروی اسلام و مسلمین را ریخته اند و در عمل پشت پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت را شکسته اند و عنوان ولایت برایشان جز تکسب و تعیش نبوده است امروز خود را بانی و وارث ولایت نموده و حسرت ولایت دوران شاه را میخورند. راستی اتهام امریکایی و روسی و التقاطی، اتهام حلال کردن حرام ها و حرام کردن حلال ها، اتهام کشتن زنان آبستن و حلیت قمار و موسیقی از چه کسانی صادر می شود، از آدم های لامذهب یا از مقدس نماهای متحجر و بی شعور؟» (صحیفه نور، جلد 21،ص 93) و در در پاسخ به نامه آقای قدیری در دوازدهم مهر 67 آورده اند؛ «ما باید سعی کنیم تا حصارهای جهل و خرافه را شکسته تا به سرچشمه زلال اسلام ناب محمدی- صلی الله علیه و آله- برسیم و امروز غریب ترین چیزها در دنیا همین اسلام است و نجات آن قربانی می خواهد و دعا کنید من نیز یکی از قربانی های آن گردم.» (صحیفه نور، جلد 21،ص 41)
لازم است هم بنا بر فرمایش امام راحل و هم نظر رهبری در مورد اسلام ناب محمدی، اهل انحراف و کج اندیشان و متحجرین قبل و بعد از انقلاب را که در دوران امام منزوی بودند و پس از او سر بر آورده و تحجر و خشک دماغی خود را در جامعه منتشر و تکثیر می کنند و موجب انحراف جوانان و مردم می شوند مانند زمان امام منزوی و از دایره مسئولیتها خارج کرده تا اسلام ناب محمدی مجال بالندگی و معرفی خود را بیابد.
4- آیت الله خامنه ای دهه 60 را دهه مظلوم و تعیین کننده در سرنوشت ایران و ایرانی، حساس و ناشناخته و مورد تهاجم از سوی برخی افراد و دهه آزمونهای بزرگ و پیروزیهای بزرگ و دهه خشن ترین تروریسم ، دهه جنگ تحمیلی، دهه سخت ترین تحریمها، دهه مبارزه با تجزیه طلبی معرفی و از اهل فکر و تامل خواستند که راجع به دهه 60 جای شهید و جلاد عوض نشود.
حقیقتاً دهه 60 دهه مظلومی است و آن همه تخریبها و تحریمهای ظالمانه و اتحاد قدرتهای بزرگ و غرب علیه جمهوری اسلامی و کشتار بی رحمانه مردم توسط منافقین و هشت سال جنگ تحمیلی، آزمونی سخت برای ملت ایران بود که در برابر همه این فشارها و سختی های مهلک؛ پیروز شد و توانست بر مشکلات فائق آید، در دهه 60 انقلاب نوپای اسلامی و نظام و مردم مظلوم واقع شدند، در دهه شصت آنانکه برای انقلاب مبارزه نمودند شهید شدند، بهشتی مظلومانه شهید شد، ابتدای دهه شصت رئیس جمهور و نخست وزیر (رجایی و باهنر) به شهادت رسیدند و در سالهای پایانی دهه 60 روح بزرگ بنیانگذار جمهوری اسلامی به ملکوت اعلی پیوست، دهه شصت امروز هم مظلوم است که بعد از شهادت رجایی و باهنر در شهریور 60 آیت الله خامنه ای رئیس جمهور ایران شد و در ابتدا علی اکبر ولایتی را بعنوان نخست وزیر به مجلس معرفی کرد که رای اعتماد نیاورد و علیرغم اختلافاتی که در داخل حزب جمهوری اسلامی با مهندس موسوی داشت، او را بعنوان نخست وزیر به مجلس معرفی نمود. مهندس میرحسین موسوی از آن زمان تا سال 1368 و بعد از رحلت امام خمینی برای 8 سال نخست وزیر بود و از آنجا که دوران نخست وزیری مهندس موسوی همزمان با جنگ تحمیلی بود، از او با عنوان «نخست وزیر جنگ» یاد می شود و امروز مهندس میرحسین موسوی نزدیک به هفت سال است که در حصر می باشد. دهه 60 واقعاً دهه مظلومی است هم به لحاظ اتفاقاتی که در آن دهه رخ داد و هم به لحاظ اینکه نخست وزیر جنگ و دیگر یار امام در حصرند.
نباید اجازه داد این دهه به فراموشی سپرده شود و نباید اجازه داد جای شهید و جلاد عوض شود و همینطور نباید اجازه داد جای ظالم و مظلوم عوض شود و باید در رفع حصر از یاران امام که ملت خواهان آنند کوشید که انگار با این حصر، دهه 60 در حصر است، باید دهه 60 را از حصر و تحلیلهای نابجا نجات داد و اعتماد دوباره را به ملت بازگرداند.
5- آیت الله خامنه ای گفتند: «رئیسجمهور آمریکا در یک نظام قبیلهایِ عقبماندهیِ منحطِّ محض میایستد در کنار رئیس قبیله و رقص شمشیر میکند، آنوقت به چهل میلیون رأی ملّت ایران در یک انتخابات آزاد ایراد میگیرد! دشمنانی با این وقاحت و با این حدّ از پردهدری و بیملاحظگی که میایستند در کنار قاتلینِ شب و روز مردم کوچه و بازار یمن، و اسم از حقوق بشر میآورند؛ دیگر از این وقاحت بالاتر!»
ایراد و اهانت ترامپ به رای میلیونی مردم در انتخابات ریاست جمهوری اخیر وقیحانه و بی شرمانه است و البته آنهایی که در انتخابات شکست خورده و رای مردم را به حلال و حرام تقسیم کردند و رای ملت را سیاه خواندند و پیش از این هم رای مردم را انگلیسی می دانستند و اخیراً هم تهمت روسبی گری به سبب نماد سبز و بنفش می زنند هم بی شرمانه است. از ترامپ و اسرائیل انتظاری نیست که انتخابات ایران را تائید کنند و تائید آنها هم خسارت بار است اما اینهایی که در داخل؛ رفتاری وقیح و غیر اخلاقی در رابطه با رئیس جمهور منتخب و کسانی که به وی رای داده اند از خود نشان داده و از مسئولین نظام هم هستند و منبر و تریبون هم در اختیار دارند انتظار می رفت که به مردم و رایشان احترام گذاشته و در مسیر ملت قرار گیرند ولی متاسفانه در راستای بیگانگان عمل کردند.
6- رهبری عقلانیت واقعی را در انقلابیگری دانسته و اشاره کردند: «عقلانیّت معنایش این است که انسان اصالتها را بشناسد؛ عقلانیّت، تکیهی به مردم است؛ عقلانیّت، تکیهی به نیروی داخلی است؛ عقلانیّت، تکیه و توکّل به خدای بزرگ است. عقلانیّت اینها است؛ عقلانیّت در این نیست که انسان خود را بعد از رها شدن از چنبرهی قدرت آمریکا و استکبار، مجدّداً نزدیک به آنها بکند. اینها عقلانیّت نیست؛ عقلانیّت را امام داشت؛ عقلانیّت را انقلاب به ما میگوید.»
آیت الله خامنه ای در مورد انقلابیگری گفتند: «انقلابیگری یعنی مسئولین کشور، هدفشان را راضی کردن قدرتهای مستکبر قرار ندهند؛ مسئولان کشور، هدفشان را راضی کردن مردم، به کار گرفتن نیروهای داخلی، تقویت عناصر فعّال در داخل کشور قرار بدهند؛ این انقلابیگری است. معنای انقلابیگری این است که کشور و مسئولان، تسلیم هیچ زورگوییای نشوند، دچار انفعال نشوند، دچار ضعف نفْس نشوند؛ نه زورگویی و قلدری را از طرف مقابل قبول کنند، نه فریب او را بخورند.»
انقلابیگری شاید نزد برخی با برداشت ناصحیح این باشد که خشونت را محور برنامه های خود قرار دهند و یا بر هر کار دولت و سخن رئیس جمهور مخالفت کنند و اجازه ندهند دولت موفق شود و ملت را مایوس کنند. در مورد برجام غائله ها به راه اندختند و همچنان تلاش می کنند این دستآورد بزرگ را کوچک بشمارند و نوعی باج دادن به رقیب قلمداد کنند، از یاد برده اند که ابتدای شروع مذاکرات سخن از «نرمش قهرمانانه» بود.
دلواپسان دروغین و کسانی که همیشه ساز مخالف می زنند و به مصالح کشور و مردم نمی اندیشند و فقط رسیدن به قدرت را در نظر دارند چگونه میان انقلابیگری و نرمش قهرمانانه را جمع می کنند، آیا راضی کردن مردم یعنی وعده یارانه دادن، آیا به کار گرفتن نیروهای داخلی یعنی به خشونت طلبان میدان دادن، آیا تقویت عناصر فعال در داخل کشور یعنی برگشت احمدی نژاد، آیا تعامل منطقی با جهان یعنی انفعال و تسلیم زورگویی شدن، آیا عبور از خرافاتی مانند هاله نور و دروغهای نجومی و اختلاسهای بزرگ یعنی فریب خوردن، آیا سیاه و انگلیسی خواندن رای مردم یعنی عقلانیت، مسلماً آنچه رهبری در این موارد می گوید و بر عقلانیت و انقلابیگری تاکید می کند با لحاظ نرمش قهرمانانه و مذکرات هسته ای که منجر به برجام شد با نظر دلواپسان و تندروها کاملاً مغایر است.
7- رهبری رای مردم در انتخابات ریاست جمهوری را اعتباری برای نظام جمهوری اسلامی و نشانه اعتماد عمومی بر شمرده و رای آری به نظام جمهوری اسلامی دانستند و اینگونه تحلیل کردند که: «....حتّی کسانی که ممکن است در دل از نظام اسلامی گلهمندی هم داشته باشند، امّا وقتی میآید در چهارچوب نظام رأی میدهد، معنایش این است که این چهارچوب را قبول میکند و به آن اعتماد میکند و آن را کارآمد میداند که در چهارچوب آن دارد حرکت میکند. این قریب ۴۲ میلیون رأی ملّت، هفتاد و چند درصد، رأی به نظام اسلامی و اعتماد به نظام اسلامی بود. حادثهی بسیار مهمّی بود.» ایشان همچنین به تائید صحت انتخابات توسط شورای نگهبان اشاره و ذکر کردند که تخلفاتی صورت گرفته که باید با جدیت دنبال شود و متخلفین را مشخص نمایند «وقتیکه چشممان را ببندیم و از تخلّف صرفِنظر کنیم و اغماض کنیم، تخلّف تکرار میشود. باید جلوی تخلّف گرفته بشود» و با اشاره به بداخلاقی مناظرات گفتند که گذشته گذشته است و با چشم اغماض نگاه کنند، تکرار نکنند و همه از خود ظرفیت نشان دهند البته اشاره ای هم به انتخابات 88 داشتند که در این انتخابات از خود ظرفیت نشان دادند ولی در 88 خیر؛ و مشکلاتی برای کشور بوجود آوردند.
رای مردم اگر اعتباری برای نظام است و نشانه اعتماد عمومی است به طریق اولی رای اکثریت ملت که در این انتخابات دکتر روحانی را مجدداً برگزیدند همان اعتبار را دارد و نشان می دهد که اکثریت ملت به وی و برنامه ها و وعده هایی که اعلام نمود و تکرار دوباره ملت بر اساس تکرار آقای خاتمی که در ممنوعیت است و اعلام محصورین بر رای به دکتر روحانی و همت اصلاح طلبان و اعتدالیون اعتماد کرده اند و رقیب وی از این اعتماد عمومی بهره کمتری داشته است لذا عقلانیت و اخلاق و انسانیت حکم می کند که به رای مردم تمکین نموده و از کینه ورزی و نومید کردن مردم دست برداشته و از خود ظرفیت نشان دهند نه اینکه در مورد انتخابات سالهای قبل مدعی عدم مهندسی انتخابات باشند و امروز پس از شکست مدعی شوند انتخابات مهندسی شده است.! این نوع برخورد و عدم ظرفیت مشکلاتی را برای کشور بوجود می آورد که مهمترین آن سلب اعتماد عمومی در آینده است. تخلفات انتخاباتی هم مورد ادعای همه است و باید رسیدگی شود و تخلفات پیش از این در انتخابات گذشته هم بررسی شود و اگر تخلف و تدلیسی صورت پذیرفته با متخلفین برخورد شود تا در آینده تخلف تکرار نشود.
8- در پایان رهبری از مسئولین خواستند که در مسائل جهانی صدای واحد داشته باشند.
روسای قوا و مسئولین حتماً به این توصیه رهبری توجه ویژه داشته باشند تا دشمن نتواند سوءاستفاده کند. اگر برجام به سرانجام رسید و یک سند بین المللی است همه به آن پایبند باشند و در دیگر مسائل داخله و خارجه نیز هماهنگی داشته باشند و با خواست ملت هم همسو و در مسیر باشند.
موضوعات مرتبط: سیاسی چهل عهد قرآنی* صدیق قطبی...
ما را در سایت چهل عهد قرآنی* صدیق قطبی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 45 تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 0:37