دسیسه های جدید در تحلیل تاریخ انقلاب

خرید بک لینک

به نام خدا
تحلیلها و گزارشاتی در شبکه های مجازی و ماهواره ای ارائه می شود که هر کدام بخشی از واقعیتها را می گویند و در بازگویی بخشهایی خود را به تغافل می زنند و یا بدرستی ارائه نمی دهند؛ از این میان بی بی سی فارسی چند برنانه در رابطه با انقلاب اسلامی تا کنون ارائه داده که بطور مرموز و حساب شده ای قسمتهایی از تاریخ انقلاب را تحریف و یا کلیت موضوع را بدرستی عنوان نمی کند.
مستندی که در شب گذشته پخش شد حاوی نکاتی بود که این شبکه بطور دلنشینی و حساب شده و مرموزانه سعی در انحراف افکار مخاطبین خود داشت و بالطبع قصد فریب جوانانی که دوران انقلاب را درک نکرده و تاریخ انقلاب را بجز در دبیرستانها و آنهم گذرا و سربسته نخوانده اند، هر چند بی بی سی از برخی گفتارهای آقای عبدی سود جست ولی بوضوح گزینشی و مطابق میل خود از آن گفته ها استفاده میکرد، در بخشی نیز تحلیل خود را با روی آنتن آوردن آقای آبراهامیان گسترش می داد و می خواست چنین وانمود کند که یک تاریخ نگار و مورخ حرفه ای و بی طرف با مستند تحلیلی بی بی سی همراه است و البته آقای آبراهامیان هیچ موردی از گفته های بی بی سی را تائید نمی کرد و سخن و تحقیق خود را بیان می نمود.
بی بی سی می گوید:«..... 40 سال پیش، یعنی دو روز پس از ورود آیتالله خمینی به ایران رابرت هایزر ژنرال چهار ستاره آمریکایی ایران را ترک کرد. او به دستور رئیسجمهوری وقت آمریکا، جیمی کارتر، به ایران آمده بود و سفرش محل اختلافهای زیادی بوده. یکی از بحث برانگیزترین شخصیتهایی که هواداران آیتالله خمینی معتقدند آمده بود تا علیه انقلاب کودتا کند.
هوادران نظام پهلوی در ایران اما از خیانت هایزر به شاه میگویند. از تلاشهای او و دولت کارتر برای حمایت از انقلاب در ایران. حالا اسناد تازه از طبقه بندی خارج شده دولت آمریکا واقعیت را روشن کرده....» و در ادامه بر اساس اسناد طبقه بندی شده آمریکا نتیجه می گیرد که در واقع هایزر نه برای کودتا که برای در هم شکستن ارتش شاهنشاهی و کنترل ژنرالهای ایرانی آمده بود و قصد ضربه زدن و خیانت به شاه را داشت.
نکته بسیار مهمی است و می بایست این فراز از تاریخ بطور مشخص روشن گردد که ژترال هایزر دقیقاً برای انجام کودتا آمده بود و حتی با دستور او و اطاعت فرماندهان وقت ارتش، بسیاری از مردم به شهادت رسیدند ولی قیام مردم ایران و رهبری امام به شکلی انقلاب را پیش برد که آمریکا از ادامه کار ناامید شد و کارتر دستور خروج هایزر را داد کما اینکه نیروهای موساد نیز در همین فاصله در تهران حضور داشتند و عملیات کودتا را رهبری می کردند اما طرفی نبستند و انقلاب غیر قابل مهار و غیر اجتناب بود.
بی بی سی در نظر دارد از شاه یک چهره مظلوم و دوستدار مردم بسازد که برای پیشرفت و آبادانی ایران و انجام رفرمهایی در کشور عمل می کرد و در برابر آمریکائیها ایستادگی داشت در حالی که شاه تا آخرین مرحله جلوی قیام مردم ایستاد و هر جا هم که منها داد از سر ناچاری بود و فکر میکرد مثلاً با آزادی زندانیان سیاسی و صدای مردم را شتیدم؛ و از این قبیل فریبها می تواند جایی در دل مردم بیابد و سلطنت خود را حفظ کند اما دیگر کار از کار گذشته بود و شکست شاه و پیروزی انقلاب حتمی بود.
آبراهامیان در «تاریخ ایران مدرن» می گوید:
«فوران انقلاب، صرفاً به سبب اشتباهات لحظات آخر نبود. آتشفشان انقلاب ناشی از فشارهای بیش از اندازهای بود که دهههای متمادی در اعماق جامعه ایران انباشته شده بود. شاه در 1977/ 1356 عملاً روی چنین آتشفشانی قرار داشت و تقریباً با همه بخشهای جامعه بیگانه بود.
شاه حکومت خودکامه خود را با مخالفت شدید روشنفکران و طبقه کارگر شهری آغاز کرد. این مخالفت در سالهای متمادی تشدید و تقویت شد. او در عصر جمهوری خواهی با سلطنت، پادشاهی و پهلوی گرایی خودنمایی میکرد و به آنها جلوه میفروخت و در عصر ناسیونالیسم و مخالفت با امپریالیسم، با دخالت مستقیم سازمانهای سیا و MI۶ در سرنگونی دولت مصدق به قدرت رسیده بود.
شاه همچنین در عصر بیطرفی، رویکردهای غیرمتعهدانه و جهان سوم گرایی را به تمسخر میگرفت. در مقابل، خود را پلیس (ژاندارم) آمریکا در خلیج فارس میدانست و در موضوعات حساسی همچون فلسطین و ویتنام، آشکارا از آمریکا جانبداری میکرد. سرانجام اینکه شاه در روزگار دموکراسی، در خصوص «فضیلت»هایی همچون نظم، انضباط، رهبری، پادشاهی و ارتباط شخصی با خداوند سخن فرسایی میکرد از سوی دیگر، شاه نه تنها خصومتهای موجود را تقویت و تشدید کرد، بلکه موارد تازهای نیز به آنها افزود. «انقلاب سفید» او، به یک باره طبقهای را که در گذشته عموماً پشتیبان سلطنت و به ویژه رژیم پهلوی بود، از میان برد. همچنین شکست در بهبود شرایط زندگی روستایی، به همراه رشد سریع جمعیت، مهاجرت گسترده دهقانان بیزمین به شهرها را به دنبال داشت که خود به نیروهای انقلاب تبدیل شدند.
افزون بر این، بسیاری از مردم، به ویژه بازاریان و روحانیت، تشکیل حزب «رستاخیز» در سال 1975/1354 را نوعی جنگ علنی با طبقه متوسط سنتی تلقی کردند. این موضوع، حتی بخش ساکت و غیرسیاسی روحانیت را نیز با صریحترین و فعالترین مخالف شاه (یعنی امام خمینی) همراه کرد.
شاه همزمان با بیگانگی بیش از پیش با کشور، مطمئن بود که دولت فراگیرش برای او سلطه مطلق بر جامعه به همراه آورده است. البته این خیال، مثل سدهای بزرگ، محکم و تخریب نشدنی به نظر میآمد؛ اما عملاً ناکارآ، اسراف کارانه و کاملاً رخنه پذیر بود.
در تحلیل نهایی، معلوم شد حتی دولت نیز با آن لشکر گسترده پرسنل دولتی غیرقابل اعتماد است. کارکنان دولت، همانند سایر مردم، با راه انداختن اعتصابات گوناگون به انقلاب پیوستند. آنان میدانستند که شاه، خاندان پهلوی و مجموعه نهاد پادشاهی را میتواند از میان بردن نظم موجود به زبالهدان تاریخ انداخت. آنان شاه را موجودی کاملاً جدا از دولت میدانستند. رفتار آنان نه چون پیچ و مهرههای ماشین دولتی، بلکه همانند سایر اعضای جامعه بود.....»
و صد البته که آمریکا و اذنابش قصد کودتا داشتند و توسط ژنرال هایزر و سازمان سیا و موساد و با تشویق فرماندهان ارتش اقدام هم کردند اما مردم جانانه ایستادند و کودتا ناکام و انقلاب پیروز شد.
آبراهامیان ادامه می دهد:«...به هر حال، صحنه پایانی ماجرا، بیانیه تاریخی بود که بعدازظهر 22 بهمن ماه 1357 از رادیوی تهران پخش شد: «این صدای ایران است. صدای راستین ایران. صدای انقلاب اسلامی». دو روز درگیری خیابانی، فروپاشی یک دودمان 53 ساله و همچنین پادشاهی 2500 ساله را تکمیل کرد. از مجموع سه ستونی که دودمان پهلوی برای تقویت دولت خود ایجاد کرده بود، ارتش از کار افتاده و فلج شده بود، بوروکراسی به انقلاب پیوست و پشتیبانی دربار نیز به شدت سردرگم و دستپاچه شده بود. صدای مردم نشان داد که بسیار قویتر از سلطنت پهلوی است.»

چهل عهد قرآنی* صدیق قطبی...

ما را در سایت چهل عهد قرآنی* صدیق قطبی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 39 تاريخ: شنبه 17 فروردين 1398 ساعت: 14:50

صفحه بندی